امروز میخواهم بنویسم از دخـتران و پسرانی که بهترین معشوقشان خــداسـت ...
از دختران عفیف و از پسرانی غیور...
از اینکه چه زیباست اگر با خـــدا،در جاده زندگی قدم بگذاریم
میخواهــَمـ بگویــَم ...
:)





آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
آن قدر آبی که آسمان به تو رشک میورزد
و این چنین است که یک دختر عفیف و یک پسر غیور
همیشه نگاه هایشان زلال و شفاف و دستهایشان همیشه پاک و منزه است ...

دوست عزیزم تو خوب میدانی..
تو خوب میدآنی آراستن و آراستگی مِثل شکوفه هآی دآمَنِ بَهار، مِثلِ رَنگـین کَمان و مثلِ شَمع دآنی هآی روی برفـ، چَشم رآ به تمآشآ دَعوَت می کُند و خوبتَرمیدانی که شَبنَم اگر روی لِطآفَتِ گُل بنشیند، چه تَصویر بدیعی خَلق میکند و چه چشم هآ را مَحسور خویش...و شاید این اَست که عُمرِِ گُل به چشمـ بَرهم زدنی میماند... |
" حوای " کسی نمی شوم که به " هوای " دیگری برود ...
تقدیم به تمامی دختران و پسران جهان
تقدیم به تمامی دختران و پسران جهان
+منبعش دلنوشته های طلایی(یکم هم از کتاب:شبنمی بر لطافت گل)
+ چــون زیبا بود و اجازه کپی داده بودن من هم دلم نیومد این جملات زیبا و ارزشمند رو کپی نکنم ...
:)